بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
73
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
پنجم سبز نيلگون است و سبب آن برد و انجماد خلط بود . ششم زيتى است كه شبيه به لون روغن زيت و يا شبيه به قوام آن و يا به مجموع بود و خالى از چربى نباشد . و سبب آن گداختن عضوى از كثرت حرارت و يا استفراغ مادهء چرب بود و بسيار باشد كه از كثرت جماع در آب چربى پديد آيد . هفتم ارغوانى است و سبب آن احتراق مره صفرا و سودا بود . هشتم كدر است كه مشابه به لون و قوام شراب كنده بود و سبب آن آماس احشا و يا حمل باشد . نهم كدر است كه شبيه به لون و قوام نخوداب باشد و سبب آن نيز همين است كه مذكور شد . دهم غسالى است كه به شستهء گوشت ماند و سبب آن به تقريب معلوم شد . و بر اذكيا مخفى نماند كه حكم بر اين اسباب گاهى صحيح آيد كه لون به واسطهء سابقى از واردات خارجيه نباشد . چنانچه مثلا : خوردن زعفران و صبر و خيارچنبر و راوند و زردچوبه و شراب سرخ كهن ، آب را زرد كند . و خوردن تره آب را سبز كند . و خوردن آب كامه آب را سياه كند و تيره . و بستن حنا بر دست و پا آب را سرخ كند . و حيض و نفاس به مخالطت ، آب را سرخ كند . و همچنين خوردن روناس و شراب در اكثر حال ، آب را به لون خود مايل سازد . و بسيار خوردن آب و ترىها ، بول را كمرنگ و سفيد كند . و افعال متعب و كثرت احتباس بول ، لون آن را به زردى و سرخى مايل سازند . اما حالت ثانيه قوام دليل بود و اين بر سه قسم است : رقيق و غليظ و معتدل . اما سبب رقت قوام : عدم نضج بود چه در صحت و چه در مرض . و يا وقوع شده باشد در مجارى كه حبس اجزاء غليظ كند . و يا بسيار خوردن آب و ترىها چه در صحت و چه در مرض . و يا در ضعف گرده و مجارى بول كه جذب نكند مگر رقيق را . و يا سردى و خشكى مزاج . و يا ميل مواد به جانب غير مجارى . و يا استفراغ رطوبات رقيقه . و اما سبب غلظ : يا عدم نضج باشد و تقدم بول اغلظ شاهد آن بود . و يا غلبهء خلط و امتلاء بود . و يا پخته شدن خلطى در غايت غلظ و دفع طبيعت آن را و عدم تقدم بول اغلظ شاهد آن بود . و يا ضعف و بطلان حرارت باشد . و اما سبب اعتدال قوام نضج ماده باشد چه در صحت و چه در مرض . اما حالت ثالثه صفا و كدورت بول و توسط در آن بود . اما سبب صفا نضج ماده بود و تابع بود آن را اعتدال و استواى قوام و سكون و ترسب اخلاط . اما سبب كدورت عدم نضج بود و بىشك ماده